مناسك عشق
روز عرفه كوفه
بيهوده به سنگم مزنيد از در و از بام
من عاشق دلباخته ام دار بياريد
خواهيد اگر عاقبت عشق ببينيد
فردا همگي روي به بازار بياريد
-----
حسين ميا به كوفه كوفه وفا ندارد
كوفي بي مروت شرم و حيا ندارد
هلال محرم
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست
اين رستخيز عام كه نامش محرم است
ورود به كربلا
السلام اي سرزمين كربلا
السلام اي وادي نور خدا
كربلا گهواره اصغر تويي
مقتل عباس مه پيكر تويي
*** اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلا ***
حر بن يزيد رياحي ( عليه الرحمه )
حرم و نزد تو با روي سياه آمده ام
بي پناهم من و اينجا به پناه آمده ام
راه بستم به تو اي راهگشاي دوجهان
عذر خواهم زتو و در پي راه آمده ام
عبدالله ابن حسن ( عليه السلام )
من يتيم مجتبايم من عزيز مرتضايم
اي عمو بنگر كه ديگر از گلو نايد صدايم
كودكم اما عمو جان پير عشق
گشته ام آماده بر شمشير عشق
قاسم ابن حسن ( عليه السلام )
در برمن اي عمو مرگ از عسل شيرين تراست
گو مگر خون من از خون علي رنگين تر است ؟
*******
بر فرس تند رو هركه تو را ديد گفت
برگ گل ياس را باد كجا مي برد
از شرف و قدر تو اي پس مجتبي
گوي شرف از منا كرببلا مي برد
حضرت علي اصغر ( عليه السلام )
اي تير تشنه زود بيا بر گلوي من
تا نزد فاطمه نرود آبروي من
محراب دوش بابم و تير عدوست مهر
خون گلوي كوچكم آب وضوي من
حضرت علي اكبر ( عليه السلام )
به كجا مي روي اي يوسف زهرا پسرم
گرگ بسيار بود در دل صحرا پسرم
در برم سرو قدم چند قدم راه برو
تا كنم قد تو را خوب تماشا پسرم
*******خدايا شاهد باش جواني به سوي اين قوم مي رود كه شبيه ترين خلق تو به رسول الله بود *****
حضرت عباس ( عليه السلام )
علمدارم چه غم دارم گر از دستم علم افتد
مباد از دفتر عشقت كه نامم از قلم افتد
***** كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام
***** شد در اين كعبه مقصود دوتا تقصيرم
***** دست من خورد به آبي كه نصيب تو نشد
***** چشمن داد از آن آب روان تصويرم
***** بايد اين ديده و اين دست شود قرباني
***** تا كه تكميل شود حج من و تقديرم
اي اهل حرم مير عيمدار نيامد علمدار نيامد علمدار نيامد
سقاي حسين سيد و سالار نيامد علمدار نيامد علمدار نيامد
شب عاشورا
امشب شهادت نامه عشاق امضا مي شود
فردا زخون عاشقان اين دشت دريا مي شود
امشبي را شه دين بر حرمش مهمان است - مكن اي صبح طلوع - مكن اي صبح طلوع
ضهر فردا بدنش زير سم اسبان است - مكن اي صبح طلوع - مكن اي صبح طلوع
صبح عاشورا
- خواهرا در مرگ من افغن مكن بر سر مزن
- اي برادر جان زينب حرفي از مردن مزدن
- خواهرا آن كهنه پيراهن كه مي داني بيار
- يوسف زهرا دم از آن كهنه پيراهن مزن
عصرعاشورا
ميان قتلگه خنجر كشيدند حسين بن علي را سر بريدند
به مقتل حق پيغمبر ادا شد حسينش با لب تشنه فدا شد
شام غريبان
خيمه ها مي سوزد و شمع شب تار عزاست كربلا ماتم سراست كربلا ماتم سراست
****
گلي گم كرده ام مي جويم او را
به هر گل مي رسم مي بويم او را
گل من يك نشاني در بدن داشت
يكي پيراهن كهنه به تن داشت
روز يازدهم
چون چاره نيست مي روم و مي گذارمت
اي پاره پاره تن به خدا مي سپارمت
*** شيعتي مهما شربتم ماء عذب فاذكروني
*** او سمعتم بشهيد او غريب فاندبوني
دروازه كوفه
غروب نيست خدا يا چرا هلال دميده
هلال را به سر نيزه وقت ظهر كه ديده
گمان نبود كه از هم جدا شويم حسين جان
چرا زمن زودتر به كوفه رسيده
شام بلا
شام يعني گوشه ويرانه ها
مدفن شمع و گل و پروانه ها
شام تسکين دل شيطان بود
زينت سر نيزه اش قرآن بود
شام يعني وادي دشنامها
سنگ باران سري از بامها
شام هم مانند کوفه بي وفاست
صفحه اي از دفتر کرب و بلاست
بي وفايي مانده از اين طايفه
شام دارد مردم بي عاطفه
شام شهر بازي چوب و لب است
نيشتر بر زخم بغض زينب است
خرابه شام
كنج خرابه امشب گرديده طور سينا
دردانه حسيني كرده پدر تمنا
ديداد روي بابا كه بوده آرزويش
نور تجلي يار ظاهرشده به كويش
آماده كرده خانه بهر قدوم مهمان
بنموده آب وجاروبا اشك چشم ومژگان
در بزم عاشقانه دعوت ز يار كرده
در سفره ضيافت جان را نثار كرده
هر لحظه روي بابا با اشك خود بشويد
ار غصه هاي هجران صد ماجرا بگويد
نشان دهد به بابا جاي كبود سيلي
بابا ببين رخم راگشته سياه و نيلي
تا نام تو بگفتم من تازيانه خوردم
اسم مقدست را از خاطرم نبردم
